على اصغر ظهيرى
271
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
دينار نبود ، و اين مطلب به ضرب المثل شهرت يافته بود . بستگانش مىگفتند : شگفتا از كسى كه كيسهء امام كاظم عليه السلام به او برسد و او از اندكى آن شكايت كند . « 1 » اينك به نمونهاى از بخشش و سخاوت حضرت توجه كنيد : در يكى از سالها منصور دوانيقى دومين طاغوت عباسى ، امام كاظم عليه السلام را مجبور كرد كه در روز نوروز در مجلس تبريك و شادباش بنشيند و هداياى مردم را بپذيرد . در اين مراسم هداياى زيادى آوردند ، امام عليه السلام به يكى از غلامان خود فرمود : صورت حساب آن هدايا را در سياههاى ثبت كن ، ساعات آخر بود كه پيرمردى به محضر حضرت آمد و تبريك گفت و عرض كرد : دستم از مال دنيا كوتاه است به همين علت نتوانستم هديهاى براى شما بياورم ، ولى در عوض سه بيت شعرى كه جدم در رثاى جد شما امام حسين عليه السلام سروده است را مىخوانم و آن را به شما هديه مىكنم ، آنگاه او اين گونه اشعارش را خواند : عَجِبْتُ لِمَصْقولٍ عَلاكَ فَرَنْدُهُ * يَومَ الهِياجِ وَ قَد عَلاكَ غُبارٌ وَ لِأَسْهُمٍ نَفَذَتْكَ دُونَ حَرائِرَ * يَدْعُونَ جَدَّكَ وَ الدُّمُوعُ غِزارٌ الَّا تَقَضْتِ السَّهامَ وَ عاقَها * عَن جِسمِكَ الاجلالُ وَ الاكْبارُ « در شگفتم از آن شمشيرهاى برندهاى كه در روز عاشورا بر روى پيكر غبار آلودت فرود آمدند . و در شگفتم از آن تيرهايى كه در ديدگان بانوان حرم در پيكرت فرو رفتند ، آن گاه كه بانوان ، جدت را مىخواندند و چشمانشان پر از اشك بود . چرا سر و صداى آن تيرها پيكر مقدس و با شكوهت دور نگشتند و به جاى ديگر نرفتند ؟ . » امام كاظم عليه السلام به او فرمود : هديه تو را پذيرفتيم ، اين جا بشين ! خدا به تو بركت دهد . آنگاه حضرت به خادم خود دستور داد : نزد منصور برود و مجموع هدايايى را كه آورده شده است به او گزارش بده و بگو آنها را چه كنم ، خادم رفت و باز گشت و
--> ( 1 ) - اعيان الشيعه : ج 7 ، ص 7 .